| اتاق من مشرف به خيابون بود و پنجرش رو به كوچۀ باریکی باز ميشد كه اطرافش رو درخت پر كرده بود و انگار ميرفت و ميرفت تا به بينهايت برسه. donbaleh.com/link/136909 - Cached نكته بسيار قابل توجه براى من اين بود كه خيلى از دخترها و پسرها با هم حرف ميزدند و میخندیدند كه ما چون اصولا از ايران اومد بوديم اين چيزها خيلى عجیب بود و جلب توجه ... donbaleh.com/link/138911 - Cached يكى از مسائلى كه خيلى توجه من رو جلب كرد اين بود كه وقتى تو خيابونها راه ميرفتم ، مثلا خیابون های باريك، ملت همه به من سلام ميكردند، آدم هايى كه اصلا تا به حال نديده ... donbaleh.com/link/137357 - Cached اكثر درسها اينجا ۲ سطح دارِه - سطحِ بالا كه داراى كدِ U هستند و اگر بخواييد وارد دانشگاه بشويد اين كلاسها رو بايد وردارید - سطحِ پايين تر كه كدِ C دارند و مالِ كالج هست و اگه ... donbaleh.com/link/139367/c216994 - Cached ۲ طرفم رو نگاه کردم . اطراف خیابون پوشیده از برف بود و درخت های اطراف خیابون که الان دیگه برگشون ریخته بود به نظر میومد که تا بینهایت ادامه دارند. به خودم گفتم ... donbaleh.com/link/223538 - Cached حال عجیبی بود. احساس میکردم همهٔ اینها ، همهٔ این پارکها و فضاهای سبز و این خیابونها به بینهایت میرسه و این چیزیه که حداقل من همیشه دنبالش بودم. donbaleh.com/link/136481 - Cached احساس میکردم دارم تو یک اقیانوسی به تنهایی غوطه میخورم كه کیلو مترها با خشکی فاصله داره . donbaleh.com/link/189662 - Cached اون شب هر چى فيلم راجع به دبيرستان هاى اينجا ديده بودم تو ذهنم بود و نميتونستم صبر كنم تا مدرسه رو از نزديك ببينم. اون شب يادمه به سختی خوابم برد چون ... donbaleh.com/link/137933 - Cached اتفاقات اون روز و منظره ی غروب خورشید ، بهم احساس تنها ترین آدم دنیا رو میداد . donbaleh.com/link/186611 - Cached دیگه نمیدونستم تو دنیا هدفم چی بود و به کدوم سمت میرفتم ... donbaleh.com/link/197184 - Cached
| |